فلوت سحر آمیز - magic flute
اگر كسى باید شنلى از تفاخر بپوشد و تاجى از بزرگى بر سر گذارد باید قواره اى به اندازه و شایستگى هاى موتسارت داشته باشد زیرا او به هنگام آفرینش نى سحرآمیز به گفته برنارد شاو آهنگ هایى تصنیف كرد كه چنانچه از دهان فرشتگان شنیده شود مناسب و بجا مى نماید و این همه در جایى آفریده مى شود كه موتسارت گاه از فرط اندوه و بیمارى زنش «كنستانز» در كنار بستر او زانو در بغل مى گیرد و گاه به خاطر از دست دادن فرزند نوزادش بر گور او اشك مى افشاند و گاه زیر باران سرد از اندوه ندارى و فقر سر به زیر افكنده و آخر سر به كنج خانه خزیده و قلم بر دست گرفته كه نامه اى به دوستى بنویسد و براى گذران زندگى و دستمزد پزشك معالج زنش پولى قرض بگیرد تا بعداً آنها را از درآمد ناچیز خود كه گاه از مستمرى دربار و گاه از درآمد ساخته هایش به دست مى آورد بپردازد.


ادامه مطلب