لودویك وان بتهون -
 Beethoven
لودویک وان بتهوون در شهر بن از شهرهای آلمان غربی متولد شد. یوهان، پدر بتهوون، خواننده بود . یوهان، بتهوون را از چهار سالگی با پیانو آشنا کرد و تا ۹ سالگی همه قواعد را که از موسیقی می دانست به وی آموخت.

در سال ۱۷۸۷ میلادی در سن ۱۷ سالگی به وین رفت و در آنجا به حضور موتسارت رسید و از او چندین درس موسیقی فرا گرفت.
بتهوون در سال1782 و در سن 12سالگی نخستین اثر خود را نوشت این اثر، 9واریاسیون در گام سی‌‌مینور برای پیانو بود كه بر روی مارشی از «ارنست كریستون درسلر» نوشته شده‌بود.

در ژوئن1784 و به سفارش نیفه، لودویك در حالی كه تنها 14سال داشت به عنوان نوازنده‌ی ارگ در دربار «ماركسیمیلیان فرانز» عضو هیئت گزینش شهر كوگولن منصوب شد. این شغل به او این توان را داد كه با محافل دیگری علاوه بر محفل خانوادگی و دوستان آشنا شود؛ او با افرادی آشنا شد كه تا آخر عمر به عنوان دوست در كنار وی بودند كه از جمله آنها می‌توان به خانواده‌ی «ری‌یس»، «فان برونینگ»، «چارمینگ اله‌ئونور»، «كارل آمندا» كه یك نوازنده‌ی ویولون بود و دكتر «فرانز گرهارد وگلر» اشاره كرد.

لودویك در خانواده‌ی خود كم‌كم جای پدر را به لحاظ مالی گرفت ؛ بتهوون جوان به زودی خود را مسئول برادران كوچك‌تر خود احساس كرد. حسی كه تا آخر عمر و گاهی اوقات بیش از اندازه بروز می‌كرد.

اسناد و مدارك روشنی درباره‌ی دیدار موتسارت و بتهوون وجود ندارد ولی در برخی اسناد آمده است كه موزارت گفته است: «نام او را فراموش نكنید. به زودی این نام بر سر زبان‌ها جاری خواهد شد.»

وقتی بتهوون در وین بود نامه‌ای به دست او رسید و از وی خواسته‌شد به بن برگردد چراكه مادرش درحال مرگ بود. تنها عضو خانواده كه لودویگ با وی رابطه و نزدیكی پر مهر و محبتی احساس می‌كرد در 17ژوئیه 1787 دیده از جهان فروبست.

بتهوون پنج سال پس از آن به وین بازگشت. این بار به لطف عضو گزینش شهر توانست 2سال دیگر به آموختن موسیقی بپردازد. بتهوون هیچ‌گاه به زادگاه خود بازنگشت.

این موسیقیدان جوان در وین درس‌های معلم دیگری به نام «هایدن» را فرا گرفت و به زودی توجه و حیرت همگان را برانگیخت. بتهوون در سال 1794 نخستین «اپوس» را نوشت كه سه قطعه‌ی تریو برای پیانو بود. سال پس از آن نخستین اجرای عمومی خود را در وین در محل «آكادمی» به نمایش در آورد. اینجا محلی بود كه موسیقیدانان بزرگ آثار خود را می‌نواختند. پس از آن تورهایی در پراگ، درسدن، لاینپریك و برلین اجرا كرد و سپس در بوداپست مجارستان كنسرت اجرا كرد.

بتهوون آشنایان بسیاری در وین پیدا كرد. كسانی كه در موسیقی و فلسفه بودند به این جوان احترام می‌گذاشتند. این عاشقان موسیقی بهترین حامیان بتهوون بودند.

گاهی اوقات پیش ‌می‌آمد كه وی به شدت عصبانی می‌شد ولی به زودی از حرف‌های خود عذر‌خواهی می‌كرد اما همیشه اوج هنر او رفتار افراطی وی را تحت شعاع قرار می‌داد.

بتهوون در سال1800 كنسرت جدیدی را در وین سازماندهی كرد و در آن نخستین سمفونی خود را عرضه داشت. اگرچه امروزه از این آثار به عنوان آثار كلاسیك یاد می‌شود و آن را نزدیك به آثار موزارت و هیدن می‌خوانند اما در آن زمان شنوندگان آثار بتهوون به تفاوت‌هایی كه سمفونی بتهوون داشت، پی بردند.

بتهوون جوان و باهوش به عنوان یك تصنیف ساز جدید مرزهای موسیقی را مشخص كرد. در سال 1801 بتهوون به دوستان خود گفت كه وی از این بیم دارد كه كر شود. به همین علت در سال1802 در شهر هیلیگنستان مقاله‌ای مشهور به رشته تحریر درآورد و در آن نوشت كه او اگر به عنوان یك موسیقیدان دیگر توانایی شنیدن نداشته باشد دیگر دوست نخواهد داشت كه به این زندگی ناعادلانه ادامه دهد. اما باز موسیقی راه زندگی پیش روی نهاد و بتهوون دریافت كه هنوز زوایای بسیاری از موسیقی را كشف نكرده است؛ به همین دلیل نه تنها خودكشی نكرد بلكه به وجود علم به این كه ناتوانی جسمی وی روزبه‌روز بدتر خواهد شد آثار بسیار زیادی از خود به یادگار گذاشت.

سونات‌های استثنایی وی برای پیانو مثل( توفان و اپوس31، سمفونی شماره‌ی 2و3، ارویكا)و بسیاری از آثار دیگر در این دوران خلق شدند.

سمفونی شماره‌ی3 بتهوون به افتخار «بوناپارت» ساخته شد؛ چراكه وی را آزادی بخش انسانها و به عنوان فردی كه می‌دانست كه از انقلاب فرانسه دری به روی امید گشوده بود. سمفونی شماره‌ی 3 یا ارویكا در هفتم آوریل سال 1805 برای نخستین بار نواخته شد.

بتهوون در همین هنگام بالاخره توانست اپرای لئونور را كه تنها اپرایی بود كه وی خلق كرده، به اتمام رساند؛ وی در این اپرا چهار آورتور یا همنوایی موسقیایی متفاوت خلق كرد. از این رو نام اپرای بتهوون به «فیدلیو» تغییر یافت.

این اپرا بر خلاف خواست بتهوون در 20نوامبر 1805 و در مقابل عده‌ای از افسران فرانسوی نواخته شد. علت این امر آن بود كه ناپلئون به عنوان فرمانده‌ی ارتش برای نخستین بار شهر وین را تسخیر كرد.
سال‌های پس از آن اوج خلاقیت هنر بتهوون بود؛ وی سمفونی‌های بسیاری نوشت كه از جمله آن‌ها می‌توان به پاستورال، اورتور كوریولان و اثر مشهور نامه‌ای به الیزه اشاره كرد.

بتهوون شاگردان بسیاری داشت، شاگردانی جذاب و جوان، او به بسیاری از آن‌ها علاقه‌مند بود. اسقف اعظم «رودولف» برادر امپراطور شاگرد وی بود. كسی كه دوست وی و در نهایت یكی از حامیان هنری او تبدیل شد.

بتهوون در سال 1809 خواست به دعوت «ژورمی بوناپارت» وین را ترك كند؛ اما دوستان قدیمی وی او را از این كار بازداشتند؛ و در این كار اسقف اعظم رودولف، پرنس «لوبكوویتز» و پرنس «كینسكی»مشاركت داشتند.

آن‌ها سالانه مبلغی معادل 4هزار فلورین تعیین كردند تا بتهوون بتواند بدون مانع مالی به فعالیت خود ادامه دهد؛ بتهوون نیز این پیشنهاد را كه تا آن زمان در وین از آن برخوردار نبود پذیرفت. از این رو به عنوان نخستین تصنیف‌ساز مستقل فعالیت كرد.

حتی پیش از این موسیقیدان بزرگی چون باخ، موزارت و هیدن در دربار خانواده‌های اشرافی خدمت می‌كردند و بخشی از خدمه دربار بودند كه حق بیشتری نداشتند جز اینكه موسیقی بنوازند؛ از این رو بتهوون در میان موسیقیدانان زمان خود فرصت متفاوتی یافته بود.

بتهوون در ژوئیه1812 با گوته دیدار كرد. این دو مرد بزرگ به هم احترام زیادی قایل بودند ؛ بتهوون بسیاری از اشعار گوته را به موسیقی نواخت و درباره‌ی گوته‌ می‌گوید: «هیچكس بهتر از گوته من را درك نكرد.»

پس از مدتی حامیان مالی بتهوون چون پرنس لوبكوویتنز به مشكل مالی برخورد كرد و پرنس كینسكی بر اثر سقوط از اسب جان خود را از دست داد؛ بازماندگان كینسكی مقرری بتهوون را قطع كردند و بتهوون تلاش بسیاری برای حفظ استقلال خود انجام داد. «چك یوهان نپوموك مائل‌زل» كه از آن به عنوان مخترع مترونوم یاد می‌كنند با بتهوون تماس حاصل كرد و ابزار كمك‌های بسیاری در اختیار بتهوون گذاشت تا مشكل شنوایی آن را حل كند. یكی از آنها تقویت كننده‌ی صوتی‌ای بود كه به پیانو وصل می‌شد.

بتهوون در سال1813 «پیروزی ولینگتون» را با وسیله‌ای به نام«پان هارمونیكا» كه مائل‌زل اختراع كرده بود نواخت.

بتهوون در این سال‌ها قطعه‌ی موسیقی خود به نام «معشوق دورافتاده»را تدوین كرد كه اولین تم از سمفونی شماره‌ی9 او است.

سمفونی شماره‌ی 9 بتهوون عملاً در سال 1823 به اتمام رسید؛ در همین سال نوجوانی11ساله به نام «لیزت» كه در 13آوریل 1823 به یكی از كنسرت‌های بتهوون آمده بود با وی ملاقات كرد. كسی كه سال‌ها بعد همه‌ی سمفونی‌های بتهوون را برای پیانو تنظیم كرد.

هفتم ماه مه 1824 زمان اولین اجرای سمفونی شماره‌ی9 بود و با وجود مشكلات فنی و مسائلی كه در آواز این سمفونیك در روز اجرا پیش آمده با موفقیت همراه شد. متأسفانه این كارها درآمد مالی نداشت ومشكل مالی همیشه به عنوان مسئله اصلی این آهنگساز بزرگ بود.

اكنون زمان تنظیم قطعه‌ی چهارگانه‌ی آخر فرا رسیده بود؛ قطعه‌ای كه هم اكنون نیز برای شنوندگان سخت است. بتهوون نگارش سمفونی شماره‌ی 10 را آغاز كرد.

بتهوون در سال1826 دچار سرماخوردگی شدید شد. بیماری وی دیگر مشكلات جسمانی وی را كه در تمام طول زندگی با وی همراه بود پیچیده‌تر كرد؛ بتهوون در 26ماه مارس 1827 درگذشت در حالی كه دوستان نزدیك وی بر بالینش جمع شده بودند و به این سان توفانی در عالم موسیقی خاموش گشت.

مراسم تدفین وی در كلیسای«هولی ترینیتی» انجام شد. حدود 10 الی 30هزار نفر در مراسم تدفین او شركت كردند.


رادیو فرهنگ