فلامنكو - flamenco dancing

فلامنكو ، بیان هنری آگاهی كامل از شرایط وجودی آدمی است . در میان مردمی كه احساس مهجوریت و تنهایی در این دنیای لایتناهی آزارشان می داد و پشتیبانی پروردگار ، حامی دلسوز ومهربان و مقتدر را حس نمی كردند ، وجود این طرز فكر، بدیهی به نظر می رسد كه : « ما همه انسانهایی ترسان و بی پناه ، در جایی به سر می بریم كه باآ ن بیگانه ایم » .این طرز فكر گویای آن است كه موجود برتر دیگری وجود ندارد .

حقیقت فلامنكو آنست كه باید زندگی كرد و در نهایت سر به دامان مرگ سپرد .در این سیر هر كس باید مسئول اعمال خود باشد و تلاش نماید تا صفات نیكی مانند شجاعت ، وقار و شوخ طبعی را جزء ذات خود كند و در این تلاش دست دیگران را نیز بگیرد . این هنرِ زندگی است و هنر صادقانه این است . در فرهنگ فلامنكو ، مرگ همیشه قرین آدمی است و این نزدیكی دایمی ، در تقابل با حیـات ، به زندگی افراد معنا می بخشد .


غصه و ماتم فقط در تراژدی مرگ یك كودك در اثر گرسنگی یا مهاجرت اجباری كشاورزان تهی دست به شهرهای بزرگ متجلی نمی شود . این مفهوم جزیی از زندگی و یكی از مراحل آن است كه با هم ارتباط متقابلی دارند و برای هر شخص در هر لحظه و در هر نقطه ای از سفرش در این دنیا ، باید ارزشمند تلقی شود .هنرمندان كولی یا جیپسی Gipsy به دلیل اینكه از نزدیك و برای مدتهای طولانی ، تمامی این مفاهیم را لمس كردند ، این آگاهی شان بسیار عمیق شد وباعث شد تا به قدرت بیان سحر انگیزی دست یابند.

كولیهای اهل مورون دِلا فِرونتِرا Moron de la Frontera ، اوترِرا (Utrera ) و دیگر شهرهای كوچك اطراف سِویا ( Sevilla ) ، این آگاهی را جزیی از زندگی روزمره و خانوادگی خود كرده اند و ارزشی كه به هنرشان می دهند ، كاملاً در ارتباطات خانوادگی و اجتماعی شان مشهود و جاریست.


برای كولیهایی كه هیچ وقت تحت حمایت نبودند و زندگیشان همیشه در گذار و عبور از مكانی به مكانی دیگر می گذشت ، مفاهیم مدونی همچون قانون ، مذهب ،ملیت ، پرچم و دنیا طلبی ، جایی در فرهنگشان نداشت . ایشان مجبور بودند نسل به نسل ، مفهوم تنازع برای بقای فیزیكی و رقابت برای دست یابی به پایه های حیات را انتقال دهند تا اجتماع و هویت شان ، دوام یابد . در اسپانیای دههٔ ۱۹۶۰ و اوایل دههٔ ۱۹۷۰ میلادی ، تمام این مفاهیم در بیان هنری كولیها تجلی یافت و محققاً با مذهب و كلیسای كاتولیك ، كه برای ایشان تحمیل فرانكوی اسپانیا بود ، تجانسی نداشت .


كولیها كه مهاجرانی از هند و پاكستان امروزی محسوب می شوند ، برای خود سنن عقلانی كاملاً متفاوتی از كلیسای كاتولیك دارند . هنر فلامنكو هستهٔ مركزی فرهنگشان است و كاملاً به این موضوع معتقدند كه این فرهنگ از نسلی به نسل دیگر و بصورت سینه به سینه ، به عنوان علامت مشخصهٔ خانوادگی و اجتماعیشان ، حفظ می شود . در این فرهنگ ، موسیقی و رقص و آواز ، مذهـبشان شد .

فلامنكو یك هنر بدون مسئولیت نیست . تداوم و تكامل یك هنر ، نیازمند نظام خاصی است كه با نظارت صاحب نظران تكمیل می شود (مادر بزرگ نوهٔ بزرگش رابخاطر از دست دادن ریتم (Fuerra Compas) سرزنش می كند) . در مورون ، آوازیا كانته (Cante) در همه جای زندگی جاریست و بچه ها از اوان طفولیت در فضایی آكنده از كانته حوندو (Cante Jondo) قرار دارند.
بچه ها با همان سن اندك ، از طریق كانته از فلسفه وجودی خویش آگاه می شوند؛ و این برای والدین راه حلی جهت آموزش معنای مرگ و زندگی و تقابل این دومفهوم ، به فرزندان محسوب می شود . این راه حل ، توسط فرهنگ پیرامونشان ارائه می گردد . چنین دیدگاهی از فلامنكو ، بیانگر آنست كه انگیزش جنسی یك نقش فرعی در بیان جدی این هنر دارد (معمولاً اشخاص جذاب از هر دو جنس كه فقط به ظاهر خود می پردازند ، در صورت فقدان آگاهی فلامنكو یا انترائو (Entrao ) ، سرگشته و نادان تلقی می شوند) .


به عبارت دیگر از دید مسن ترها باید طرز بیان فلسفهٔ وجودی این هنر توسط زنان و مردان ارائه كنندهٔ آن ، علاوه بر دارا بودن جذابیت لازم ، به گونه ای باشد كه شأن و مقام انسانی هر یك از دو جنس را ، حتی تحت شرایط نامعقول و مبتذل ، حفظ كند . این نظریه ، بی پروایی و صراحت خاصی دارد كه نه تنهانتایج حاصل از درك معنای هستی را به عنوان یك اصل فلسفی بیان می كند ،بلكه به چگونگی بیان این فلسفه توسط جوهر ذاتی یك شخص به شكل یك هنر ، كه شامل پیچیدگیها و رموز تكنیكی استادانه ای است ، می پردازد . برای یك هنرمند فلامنكو بسیار ضروری است كه هر روز هنگام تمرین تكنیكهای خود باآنها مواجه شود .
این یك مسابقه با زمان برای كسب مهارت است تا هنرمند را قادر به اجرا و بداهه پردازی عمیق و با معنی نماید . بدین ترتیب هنرمند باید از شجاعت كافی برخوردار باشد تا گاهی در مقابل كسب ملزومات حیاتی زندگی و یا تاثیر گذر زمان و بالا رفتن سن ، بتواند از كسب مهارت و تكنیك بگذرد . این شجاعت در هنرمندان بزرگ فلامنكو ، غالباً بصورت حس شوخ طبعی و مزاح متجلی می شود. به همان خوبی ای كه می توانند حس انزوایی عمیق و دردناك را بیان كنند ،از گسترش آن در زندگی كه پیامدش از دست رفتن انگیزه و ایجاد حس پوچی میباشد ، آگاهی كامل دارند.


حتی گاهی برخی از هنرمندان ، این پوچ گرایی بشر را در قالب طنزی تلخ بیان می كنند . اكثر هنرمندان حرفه ای فلامنكو به سطح بالایی از درك و آگاهی دست یافته اند و از تاثیر پدیده مرگ مطلعند و می دانند كه زندگی ، براساس ماهیت وجودی و ارتباط اش با مرگ ، یك دوره موقت و گذراست .
برخلاف محصولات صنعتی و كشاورزی و محصولاتی مشابه ، كه تولیدشان تحت اجبار و نیاز صورت می گیرد ، ذات این هنر به گونه ای است كه خودبخود و مداوم ،با یك حالت ناخودآگاه و بداهه پردازانه ، در قالب گیتار و رقص و آواز ،تولید و اجرا می شود . هدف ، ارتقای مناسبات هنری اجتماعی است ، نه تحصیل ثروت و منافع مادی .


بطور خلاصه ، فلامنكو هنری است شامل شجاعت ، وقار ، شوخ طبعی و نكته سنجی در مواجهه با هرج و مرج موجود در هستی . با این كلید می توان به دنیایی عاری از تفكرات خرافی و اصول دست و پاگیر وارد شد و به جستجوی ارزشهای والای انسانی همت گمارد . ارزشهایی كه در مجامع فلامنكو تاكید بسیاری برشناخت ، كسب و حفظ آنها می شود . به همین دلیل ، فلامنكو ، از هر نوعش كه باشد ، انسان را به سمت خودشناسی سوق می دهد و حاوی چنین مفهومی است .


محمد امین روحانی - هنر و موسیقی