مریس راول - Maurice Ravel

راپسودى اسپانیول اثر موریس راول میان سال هاى ۱۹۰۷ و ۱۹۰۸ به اتمام رسید. آهنگساز در این هنگام سى و سه سال سن داشت.

راپسودى اسپانیول براى نخستین بار در تاریخ پانزدهم مارس سال ۱۹۰۸ اجرا شد و شهر پاریس میزبان این اجرا بود.با نگاهى سطحى به پارتیتور اثر به سرعت مى توان دریافت كه راول طیف وسیعى از رنگ هاى صوتى را در اثر خود منظور كرده است. تعداد سازهاى به كار گرفته شده در راپسودى اسپانیول در مقایسه با تعداد متعارف آثار مشابه توسط مصنفان پیش از راول بسیار زیاد است: دو فلوت، دوپیكولو، دو ابوا و كر آنگله، دو كلارینت، كلارینت باس، سه فاگوت، كنترفاگوت، چهار هورن، سه ترومپت، سه ترومبون، توبا، تیمپانى، طبل بزرگ، ساید درام، سیمبال، مثلث، تامبورین، كاستانت، تام تام، زیلوفون، دوهارپ و سرانجام دسته سازهاى متعارف زهى مشتمل بر ویولن ها، ویولاها، ویولنسل ها و كنترباس ها. در هر صورت تاثیرى كه راول از آثار آهنگسازان پیش از خود گرفته به هیچ وجه قابل انكار نیست.

در همان سال هاى تصنیف راپسودی اسپانیول
آهنگساز انگلیسى ووگان ویلیامز براى تحصیل نزد راول رفته بود. آنچه كه ویلیامز در وهله نخست مى بایست انجام مى داد تصنیف قطعه اى به فرم منوئه و به سبك موتسارت بود. شیوه تدریس راول بدین شكل خود به تنهایى نشانگر میزان اهمیتى است كه وى براى استادان پیشین قائل بوده است. بعدها در موقعیتى راول قطعاً به این نتیجه رسید كه بیش از هر كسى از شابریه متاثر است و راپسودى اسپانیول نمى توانسته تحت این تاثیر خلق نشده باشد. بافت اثر، ریتم هاى به كار گرفته شده و به طور كلى فضاى غالب در راپسودى اسپانیول جدا از عنوان آن اسپانیایى است. گاهى آدمى دچار تردید مى شود كه خالق این قطعه بیش از آنكه فرانسوى باشد، ریشه اش در سرزمین ماتادورها رشد یافته باشد. خوى اسپانیایى براى سالیان متمادى بخشى از شخصیت راول را تشكیل مى داد.

فراموش نكنیم كه قریب بیست سال پس از اتمام راپسودى اسپانیول نامدا رترین اثر راول یعنى بولرویتز معرفى شد. اسپانیایى ترین قطعه اى كه مى توان از یك آهنگساز نیمه اول سده بیستم انتظار داشت به دست یك فرانسوى در سال ۱۸۲۸ تصنیف شده بود. دوره اى كه راول در آن بیش از هر زمان دیگر گویش موسیقایى اسپانیایى پیدا كرده بود با تصنیف البورادا (چهارمین قسمت از مجموعه آینه ها) آغاز شد و ظاهراً با اپراى كمیك تك پرده اى مشهورش به پایان رسید. در این میان دو اثر دیگر نیز جزء دسته اخیر قرار مى گیرند. از یك سو قطعه «ووكالیس اتود» به فرم هابانرا براى آواز و پیانو و از سوى دیگر نسخه تكمیل شده براى اركستر راپسودى اسپانیول. هر دو قطعه فوق الذكر محصول سال ۱۹۰۷ بودند.


راول به راستى به خاطر توانایى در به كارگیرى امكانات اركستر شهرت یافته است. همانطور كه در راپسودى اسپانیول نیز به وضوح آشكار است او قصد داشته تا با بهره گیرى از متنوع ترین امكانات سازى موجود در یك اركسترسمفونیك غناى خاصى به این اثر ببخشد. امروزه آثار راول نیز همچون بسیارى از آثار دیگر آهنگسازان به یك اندازه به مورد اجرا گذاشته نمى شوند. از جمله قطعاتى كه پس از مرگ مصنف از محبوبیت ویژه اى برخوردار شدند و جزء برنامه هاى ثابت سالن هاى كنسرت قرار گرفتند مى توان به بولرو، لووالس و مقبره كوپدن اشاره كرد. همین امر موجب شده كه بسیارى از دیگر قطعات نفیس راول زیر سایه آثار اخیر فراموش شوند یا دست كم به ندرت اجرا شوند. آثارى مى بایست مجدداً از كتابخانه ها بیرون كشیده شوند و مورد قضاوت قرار گیرند. جاى تردیدى نیست كه تنوع دستاورهاى آهنگساز بزرگى چون راول بسیار گسترده تر از چیزى بوده كه متصور شده است. هر چند راول امروزه نزد آهنگسازان از جایگاه بسیار والایى برخوردار است اما گویى همچنان ناگفته هایى از او باقى مانده كه آثارى چون راپسودى اسپانیول مبین چنین خلایى هستند. در هر حال مرگ راول در چهاردهم نوامبر سال
۱۹۴۶ ناگفته هاى بى شمارى را در مورد بسیارى از آثار گمنامش باقى گذارد

 

ترجمه: طاها پیشوا، روزنامه شرق