اصط‌لاح‌ كورال‌ را نویسندگان‌ انگلیسی‌ برای‌ سرودهای‌ روحانی‌ در نظ‌ر می‌گیرند تا بر موسیقی‌ كلیسایی‌ تصنیف‌شده‌ توسط‌ نویسندگان‌آلمانی‌ اصط‌لاح‌ كورال‌ یا كورالیس‌ (یك‌ اصط‌لاح‌ لاتینی‌) و یا كورال‌ گسنگ‌ را به‌ آن‌ گونه‌ كه‌ خود لوتر رهبر اصلاح‌ط‌لب‌ آلمانی‌ 1483)ــ1546) آن‌ را برای‌ هر ملودی‌ رسمی‌ و موقرانه‌ای‌ كه‌ در كلیسا ارائه‌ می‌شود، در كار می‌گیرند.

 بنابراین‌ این‌ اصلاح‌ معادل‌ ومترادف‌ كانتو فرمو (سرود كلیسایی‌); و متون‌ قافیه‌دار و البته‌ به‌ كتاب‌ مقدس‌ و دیگر سرودهای‌ كهن‌، همانند ماگنیفیكات‌ یا مهمترین‌سرودی‌ است‌ كه‌ با این‌ جمله‌ آغاز می‌شود: ((روح‌ من‌ خداوند را ستایش‌ می‌كند)). هنگامی‌ كه‌ فرشته‌ به‌ مریم‌ عذرا می‌گوید تو مسیح‌ را به‌دنیا خواهی‌ آورد. ماگنیفیكات‌ در شمائر كاتولیك‌ رومی‌ در عبارت‌ و نمازهای‌ ملكوتی‌ شبانه‌ خوانده‌ می‌شود كه‌ برجسته‌ترین‌ماگنیفیكات‌های‌ چندآوایی‌ را باخ‌ در 1723 به‌ فرم‌ یك‌ كانتات‌ با دوازده‌ موومان‌ تصنیف‌ كرده‌ است‌ و همین‌ط‌ور ته‌دیوم‌ (لاتین‌: ای‌خداوند ما تو را نیایش‌ می‌كنیم‌) سرود مشهوری‌ از برای‌ پرستش‌ و شادمانی‌ كه‌ در آیین‌ كاتولیك‌ رومی‌ در جشن‌های‌ بزرگتر با كیفیتی‌شاد و آیین‌ آنگلیكان‌ یا كلیسای‌ انگلستان‌، به‌ هنگام‌ دعای‌ سحرگاهی‌ خوانده‌ می‌شود. ته‌دیوم‌ را به‌ غلط‌ به‌ سن‌ امبروز اسقف‌ میلان‌339)ــ397 م‌) نسبت‌ می‌دهند. اما نمونه‌ مشهور آن‌ اثری‌ از هندل‌ است‌ به‌خاط‌ر برقراری‌ صلح‌ و آرامش‌ اوتركت‌ شهری‌ در هلند1712)م‌) و پیروزی‌ دتینگن‌ كه‌ در این‌ دهكده‌ در 1743 جورج‌ دوم‌ فرانسه‌ را شكست‌ داد. برلیوز، ته‌دیومی‌ برای‌ نمایش‌ پاریس‌ در 1896تصنیف‌ كرد. بروكنر و سولیوان‌ آهنگساز انگلیسی‌ برای‌ سالگرد ملكه‌ ویكتوریا (1897م‌) و وردی‌ آهنگساز ایتالیایی‌ (1898م‌) هر كدام‌به‌ تصنیف‌ ته‌دیومی‌ همت‌ گماشتند غرابت‌ عجیب‌ و غریب‌ موسیقی‌ آلمانی‌ و ابداع‌ آن‌ در ارتباط‌ با اصلاح‌ و تهذیب‌، و آیین‌ كلیسایی‌ است‌، اما به‌ آغاز یك‌ عصر موسیقایی‌نیز كه‌ در آن‌ تقارن‌ و تشابه‌ ملودی‌ و ریتم‌ ازجهت‌ اهمیت‌ هنری‌، حائز اهمیت‌ است‌، ارتباط‌ پیدا می‌كند. رشد حسی‌ فورم‌ كورال‌ با برخی‌از آهنگهای‌ لوتر و پس‌ از آن‌ در آثار كروگر آهنگساز آلمانی‌ تجلی‌ می‌كند و سد عظ‌یمی‌ در برابر آشفتگی‌ و بی‌نظ‌می‌ و هرج‌ و مرجی‌ كه‌تهدیدكننده‌ موسیقی‌ در آغاز قرن‌ هفدهم‌ بود، می‌افرازد. در زمان‌ باخ‌ تمامی‌ ادوات‌ سازی‌ و فرمهای‌ هنری‌ چندآوایی‌ قرن‌ 18 میلادی‌ به‌ كمال‌ رسیده‌ بودند; و اگرچه‌ باخ‌ دوست‌ می‌داشت‌ ط‌رح‌ وهمین‌ط‌ور جزییات‌ یك‌ موومان‌ بزرگ‌ را از شكل‌ یك‌ ملودی‌ كورال‌ استنتاج‌ كند، كاملا از هر قرینه‌ و همسازی‌ در آهنگ‌ به‌ عنوان‌ ماده‌ای‌خام‌ مستقل‌ باقی‌ ماند. نغمه‌سرایان‌ هماهنگ‌ كائنات‌ اثر باخ‌ از بزرگترین‌ و ط‌ولانی‌ترین‌ موومانها برخوردار است‌ كه‌ عبارت‌ به‌ عبارت‌ براساس‌ آهنگ‌ كورال‌تصنیف‌ شده‌ است‌. بخش‌ نومیدكننده‌ منشا و اساس‌ آن‌ موثرین‌ تركیب‌ در ط‌رح‌ باخ‌ را ارائه‌ می‌دهد، اما بخش‌ آهسته‌ و میانی‌ آن‌ سه‌زمانه‌ است‌. در زمانهای‌ اخیر بسط‌ بزرگ‌ در موسیقی‌ مردمی‌ و كشف‌ اهمیت‌ یگانه‌ و مهم‌ آثار باخ‌ در موسیقی‌ كلیسایی‌ مصنفان‌ را فریفته‌ است‌ تامزیت‌ اشكال‌ هنری‌ را در ارائه‌ كورال‌ آسمانی‌ از برای‌ خود مزیتی‌ بدانند. درحقیقت‌ در این‌ اشكال‌ هنری‌ وجود ندارد تا در نوشتن‌كنترپوان‌ به‌ روی‌ یك‌ كانتوفرمو یا سرود كلیسایی‌ تكیه‌ شود. از این‌ رو هندل‌ در آثار ایتالیایی‌ و انگلیسی‌ خود موومان‌های‌ آوازی‌ یاكورال‌ كامل‌ و دست‌نخورده‌ای‌ ارائه‌ نداده‌ است‌. با این‌ همه‌ در هاله‌لویا (بانگ‌ و فریادی‌ در ستایش‌ از خداوند) با كری‌ چون‌ ((انتهای‌قلمروی‌ این‌ جهان‌)) كه‌ برداشتی‌ را در بخش‌ میانی‌ كورال‌ به‌ دست‌ می‌دهد. در زمانهای‌ بعدی‌ استفاده‌ از كورال‌های‌ آلمانی‌ هماننداوراتوریو (نوعی‌ موسیقی‌ برای‌ آوازها، كر و اركستر كه‌ ط‌بیعتی‌ مذهبی‌ دارد) اثر مندلسون‌ آهنگساز آلمانی‌ (1809ــ1847) رواج‌ پیدامی‌كند، اما تكنیك‌ و روح‌ پرلود بخش‌ مقدماتی‌ برای‌ ارگ‌ كاملا مدرن‌ و زنده‌ باقی‌ می‌ماند. یكی‌ از مهمترین‌ و كاربردی‌ كورال‌های‌ اولیه‌، مجموعه‌ای‌ است‌ كه‌ توسط‌ لوتر و یوهان‌ والتر (1496ــ1570) آهنگساز آلمانی‌ و مشاوراو تحت‌ عنوان‌ در 1524 به‌ چاپ‌ رسید. در مرحله‌ مهم‌ بعدی‌ می‌توانیم‌ مجموعه‌ پسوم‌ مزبور یا سرود روحانی‌ ژنو را نام‌ ببریم‌ كه‌امروزه‌ آن‌ را به‌ لویی‌ بورژوا موسیقیدان‌ فرانسوی‌ نسبت‌ می‌دهند كه‌ از این‌ مجموعه‌ تامس‌ استرن‌هولد و جان‌ هاپكینز شاعران‌انگلیسی‌ بسیار سود جسته‌اند. مجموعه‌ دیگری‌ از پسوم‌های‌ برجسته‌ به‌ گودیمل‌ آهنگساز فرانسوی‌ تعلق‌ دارد كه‌ در آنها گامها به‌ آوازهای‌ گروهی‌ در كلیسا سرمی‌كشند.

مقام