ایگور استراوینسکی - igor stravinsky

بی تردید ایگور استراوینسکی (igor Stravinsky) را باید پرچمدار موسیقی مدرن و از بزرگترین و تاثیر گذارترین آهنگسازان قرن بیستم به حساب آورد. او موسیقیدانی است که در ابتدای فعالیت آهنگسازی خود در شمار پیروان مکتب رمانتیک محسوب می شد و هنوز تحت تاثیر سبک و ارکستراسیون دلنشین و کم نظیر استادش ریمسکی کورساکف قرار داشت . و با اینکه استادش به او نصیحت کرده بود که هرگز به آثاردبوسی گوش ندهد، ولی تاثیر موسیقی دبوسی در آثار بعدی او بوضوح مشاهده می شود.

 این رهایی از قید و بند نفوذ آهنگسازان پیشین باعث شد که در سن 27 سالگی با ساخت باله بی نظیر پرنده آتش به شهرتی در خور توجه دست یافته و به عنوان آهنگسازی پیشرو معرفی شود. از ویژگیهای موسیقی استراوینسکی می توان به ارکستراسیون استادانه، ریتم های غیر متعارف، پلی ریتم ها، سنکوپها، ضدضربها و استفاده از فواصل دیسونانس و پلی تنال اشاره کرد.

باله پرنده آتش (fire bird ) با ارکستراسون درخشان و آتشین خود- در یک پرده و دو تابلو- در سال 1910 در پاریس به اجرا در آمد که دبوسی و راول هم جزء تماشاچیان این اجرای موفقیت آمیز بودند.

داستان این باله از یک افسانه قدیم روسی اقتباس شده است و در آن مرغ آتشین پرنده ای است که پرهایی طلایی و چشمانی چون الماس درخشنده دارد. قسمت آغازین این باله حکایت کننده شبی است که شاهزاده ایوان تزارویچ در جنگل قلمرو کاشچی (دیوی که نیمی از بدنش به شکل انسان وحشی و نیم دیگرش به شکل مار است)، پرنده آتش را می بیند و او را گرفتار میکند ، ولی بخاطر تضرع و خواهش پرنده، او را آزاد می کند و پرنده آتش نیز بخاطر قدردانی یکی از پرهایش را به او می دهد. در شروع موسیقی قصر کاشچی و سیاهی شب با صدای تیره و مبهم سازهای زهی به تصویر کشیده می شود . در این حال نوای جدیدی با رنگ آمیزی خاصی در ارکستر به گوش می رسد که بیانگر حضور پرنده آتش است . در ادامه ارکستر گرفتار شدن پرنده آتش در دستان ایوان و زاری و التماس پرنده را توصیف می کند و پس از آن آزادی پرنده توسط ایوان بوسیله نوای درخشان سازهای بادی چوبی بازگو می شود که به همراه آن پر افسانه ای جا مانده در دستان ایوان با چند نت پی در پی پیانو تداعی می شود.

صحنه دوم این باله ملاقات ایوان با دوشیزگان گرفتار در قصر دیو است. پایان یافتن شب و موسم سپیده دم با نوای پرتحرک و دل انگیز سازهای بادی چوبی به همراه زهی ها تصویر می شود و در این حال ایوان خود را در باغ یک قصر قدیمی می یابد که با طلوع خورشید سیزده دختر جوان و زیبا از قصر بیرون می آیند و در میان درختان به رقص می پردازند که نوای ترومپت این تصاویر را به نمایش می گذارد. پس از سپری شدن لحظاتی این صحنه های زیبا و نواهای دلنشین به یکباره توسط ضربه ناگهانی ارکستر قطع می شود و سازهای بادی برنجی در حالی که ترمولو زهیها آنها را همراهی می کند بر فضای موسیقی مسلط می شوند و این موقعی است که ایوان دروازه های قصر را باز می کند و در پی آن عده زیادی از شیاطین و جنیان از قصر بیرون می ریزند و به رقص و پایکوبی می پردازند که تم این رقص دوزخی، با ضربان خاص ریتم ها و به همراه هارمونی نامطبوعش به خوبی تصویرگر این فضا می باشد. پس از آن ساز باسون نغمه سرای داستان می شود و به همراه یک موسیقی ملایم و مسحور کننده حضور پرنده آتش را در صحنه برای یاری رساندن به ایوان، کارگر نشدن طلسم کاشچی بر ایوان و پیروزی او در مقابل کاشچی را روایت میکند. پس از آن هورن سر رشته داستان را به دست می گیرد و ملودی باسون را تکرار میکند در حالی که ترمولو آرام زهی ها همچون زمزمه ای در زیر صدای آن شنیده می شود. در این هنگام با گلیساندوی موجدار هارپ، سازهای زهی ملودی هورن را با شور و حرارت تکرار می کنند و پس از آن تمام ارکستر همنوا شده و نغمه پایان عمر دیو و رهایی زندانیان را سر می دهند و در پایان سازهای بادی برنجی با صدای درخشان خود و در حالی که سازهای زهی در زمینه آنها را همراهی می کنند پایان غرور آفرین داستان را جشن می گیرند.

 

احمد رضا قنبری