چایکوفسکی - tchaikovskiشاید بسیاری از ما داستان زندگی بزرگ نابغه دنیای علم "آلبرت انیشتین " و اصرار روسای مدرسه به ترک  تحصیل او را شنیده باشیم ؛ اما شنیدن داستان زندگی یکی از بزرگان دنیای موسیقی که او نیز چنین وضعیت مشابهی را تجربه کرده است خالی از لطف نیست .

   

پیوتر ایلیچ چایکوفسکی در سال 1840 در در شهر وتکینسک روسیه در خانواده ای سه نفره به دنیا آمد که بعدها تعداد اعضای خانواده به هشت نفر افزایش یافت . پدرش " ایلیا چایکوفسکی " مهندس معدن بود و او در سن شش سالگی به زبانهای فرانسه و آلمانی آشنایی کامل داشت و حتی در هفت سالگی اشعاری به زبان فرانسه می سرود . در همین دوران بود که آموختن پیانو را نزد " رودلف کاندینگر " آغاز کرد . " کاندینگر " بیش از هر کسی اصرار داشت که پیوتر را از انتخاب موسیقی به عنوان شغل منصرف کند؛ اما سرنوشت به گونه ای دیگر به او روی نمایان کرد و دست تقدیر مانع از شناساندن این موسیقیدان بزرگ به دنیای موسیقی نشد . او  در سال 1850 در کلاسهای مدرسه حقوق سن پترزبورگ  حضور یافت و پس از فارغ التحصیلی در سال 1859 بعنوان کارمند دفتری در وزارت دادگستری  مشغول به کار شد در حالی که آموزشهای موسیقی خود را نیز تحت نظر " نیکلای زارمبا " ادامه داد ، تا با افتتاح کنسرواتوار موسیقی سن پترزبورگ در سال 1862 ، در آنجا نام نویسی کرد . استعداد و اشتیاق فوق العاده او از چشمان مدیر کنسرواتوار " آنتوان روبن اشتاین "  به دور نماند و او را به شرکت در تمامی کلاسهای هنرستان وحتی رهبری ارکستر تشویق کرد، اگر چه او هرگز نتوانست وحشت روبرو شدن با ارکستر را به عنوان رهبر از خود دور کند . پیوتر جوان در سال 1863 از وزارت دادگستری استعفا کرد تا بصورت تمام وقت زندگی خود را وقف موسیقی کند . او در سال 1866 از کنسرواتوار موسیقی فارغ التحصیل شد و برای تدریس به کنسرواتوار موسیقی مسکو رفت و در آنجا تدریس تئوری موسیقی و هارمونی را به عهده گرفت . در آنجا بود که بطور حرفه ای آهنگسازی را آغاز کرد و در اولین سال اقامت در مسکو اپرای " وی ودا "(voyvoda ) را ساخت . بین سالهای 1868 تا 1875ساخت سمفونی های 2 و 3 و 4 و اورتور رومئو و ژولیت را به اتمام رساند و در سالهای 1876 باله" دریاچه قو" و 1890 باله " زیبای خفته " را ساخت وپس از بازگشت از یک سفر یکساله  به آمریکا - به دعوت " والتر دامروش " موسس و رهبر ارکستر سمفونیک نیویورک -  در سال 1892 باله "فندق شکن " را تصنیف کرد . چایکفسکی در سال 1893 موفق به اخذ دکترای افتخاری موسیقی از دانشگاه کمبریج شد و در همان سال نوشتن سمفونی 6 خود را- که به اعتقاد وی بهترین اثر او بوده است- به اتمام رساند و  چند روز بعد بر اثر بیماری وبا درگذشت .

 

باله فندق شکن  (اپوس 71) در دو پرده و سه تابلو ، سومین و آخرین باله چایکوفسکی ، مانند دو باله دیگر او با تنظیم ماریوس پپتا (1818-1910)- بنیانگذار مکتب رقص کلاسیک روسیه و سرپرست باله تئاتر سلطنتی سن پترزبورگ – به صحنه آمد که این باله به دلیل ابداعات خاص موسیقی چایکوفسکی ، جذاب تر از دو باله قبلی به نظر می رسد . موضوع باله " فندق شکن " از داستانی رویا گونه به نام " فندق شکن و شاه موشان " اثر " هوفمن " اقتباس شده است و به اعتقاد " الکساندر دوما" پدر قسمتهایی از تابلو اول این باله از زیباترین آثار چایکوفسکی برای ارکستر است . این سوئیت از چندین بخش ساخته شده است : مقدمه ؛ رقصها( مارش ، رقص پری نبات ، رقص روسی ، رقص عربی ، رقص چینی و رقص فلوتها ) و والس " گلها " .

 مقدمه این باله فضایی مسحور کننده دارد که در آن سازهای زهی باس نقشی را بر عهده ندارند . رقص چینی دلفریب و باریک اندیش است و رقص عربی احساسی بسیار زیبا و موقرانه دارد . رقص فلوتها یکی از زیبا ترین بخشهای این سوئیت است که دو فلوت یک دوئت شیرین را را به نمایش میگذارند ، در حالی که گروه زهی ها در محدوده صوتی پایین خود آنها را همراهی میکنند و در بخش میانی که فضایی محزون حاکم است ، گروه بادیهای برنجی خود نمایی می کنند که بوسیله زهی ها تقویت شده و بزودی در طنین دلنشین تم اصلی حل می شود .

رقص پری نبات از مسحور کننده ترین قطعات این مجموعه درلا ماژورنوشته شده که استفاده زیرکانه از چلستا به آن فضایی رویا گونه و سحر انگیز بخشیده است .

و در نهایت والس " گلها " که بزم و جشن و سرور را به نمایش میگذارد پایان بخش این باله زیبا و دلفریب است .

 

احمد رضا قنبری