کلارینت - clarinet

در مباحث گذشته راجع به کوک سازها و مبانی فیزیکی آنها صحبت کردیم و مشخص شد که برای سادگی و یکسان سازی کوک انواع سازها، استانداردی برای فرکانس هر نت تهیه شده است که در این حالت اولین نت لا پایین تر از دو وسط در پیانو، فرکانس 440 هرتز را اختیار می کند. این کوک به کوک کنسرت یا Concert Pitch معروف است و تمامی سازها هنگامی که گروه نوازی می کنند باید آنرا رعایت کنند.

بسیاری از سازها مانند پیانو، ویولن و ... سازهایی هستند که به آنها C Instrument خطاب می شود. به این معنا که اگر نت دو را با آنها اجرا کنیم صدای همان نت دو با همان فرکانس مربوط به کوک استاندارد از آنها شنیده می شود. اما فکر می کنید اگر یک نوازنده کلارینت همان نت دو را اجرا کند فرکانس خروجی صدای ساز مشابه با فرکانس خروجی صدای پیانو خواهد بود؟

متاسفانه پاسخ منفی است. اگر نوازنده کلارینت این نت دو را اجرا کند ممکن است شما صوتی را بشونید که صدای نت Bb را می دهد. اما چرا؟

سازهای انتقالی
این گونه از سازها که عمومآ از لوله های صوتی - چوبی یا برنجی درست شده اند - به سازهای انتقالی یا Transposing Instrument مشهور هستند. کلارینت یکی از انواع سازهای انتقالی است رفتار آن دقیقآ مانند پیانویی است که یک پرده بم تر از حالت استاندارد کوک شود. در این حالت شما با زدن نت دو صدای سی بمل را خواهید شنید.

بنظر کمی عجیب می آید! چرا که سازنده ساز می توانست با تغییر ترتیب قرار گرفتن کلید ها ساز را طوری طراحی کند که با نواختن نت دو صدای نت دو از ساز خارج شود و نه نت سی بمل. این کار با تنها با تغییر چند سانتیمتری در طول ساز نیز امکان پذیر است.

کلارینتی که با زدن نت دو صدای سی بمل (Bb) را از خود خارج کند، کلارینت Bb نامیده می شود.

سازهای انتقالی معمول عبارتند از کلارینت، ساکسیفون، هورن انگلیسی و فرانسوی، ترومپت، فلوت، توبا و ...

عواملی که باعث می شود سازها انتقالی ساخته شوند
سازهای انتقالی به خانواده بزرگی تعلق دارند که در این خانواده هرچه ابعاد ساز بزرگتر می شود صدای آن بم تر می گردد و وجه مشترک آنها این است که با وجود تفاوتهای ظاهری که دارند نوازندگی آنها دارای وجوه مشترک و یکسانی است.

در این خانواده از سازها ترجیح بر این است که نت نویسی و انگشت گذاری برای همه این سازها بصورت یکسان انجام شود، تحت این شرایط نوازنده ای که می خواهد ساز خود را برای قسمت دیگری از قطعه تغییر دهد نیازی به استفاده از روش انگشت گذاری جدید ندارد و با همان سیاق قبلی می تواند به نوازندگی خود ادامه دهد.

فراموش نکنید که محدوده صوتی سازهای انتقالی عمومآ خیلی وسیع نیست و برای پوشش زیاد هنگام اجرا باید از بیش از یک ساز استفاده شود. بعنوان مثال کلارینت روی A یا Bb یا C و Eb در مجموع طیف قابل توجهی از نت ها را برای اجرای این ساز فراهم می آورند و یک نوازنده کلارینت باید با تمامی آنها آشنایی داشته باشد.

اگر قرار باشد در تمام این سازها نت C صدای نت C را بدهد، روش اجرا و انگشت گذاری روی هر نوع آنها متفاوت خواهد بود و موضوع اجرا به مراتب پیچیده تر از حالتی می شود که نوازنده بخواهد قطعه را منتقل یا Transpose کند.

هنگامی که اعلام می شود این ساز یک کلارینت لا (A Clarinet) است، نوازنده به خوبی متوجه می شود که باید قطعه را یک فاصله سوم کوچک بالاتر اجرا کند تا نت مورد نظر درست اجرا شود. (چرا که اجرای نت C صدای نت A را تولید می کند. هرچند امروزه برخی از پارتیتورهای هم نوازی بصورت منتقل شده برای سازهای انتقالی تهیه می شود.)

از دیگر عوامل مهم دیگری که می توان به آن اشاره کرد، خصوصیات و رفتار آکوستیک لوله های صوتی است. تجربه و علم فیزیک ثابت کرده است که ساختن سازهای موسیقی در برخی از کلید ها به مراتب صدای زیباتری تولید می کنند.

برای مثال اگر صدای کلارینت C را با Bb مقایسه کنید بوضوح به کیفیت پایین صدای کلارینت C پی خواهید برد. این مورد در مورد ترومپت Bb نیز صحت دارد که زیباترین صدا را در میان این خانواده به خود اختصاص می دهد.

علاوه بر مواردی که در این نوشته به آنها اشاره شد، برخی دلایل تاریخی و سنت هایی که از قدیم نیز به یادگار مانده است مانع از این موضوع می شود که تمامی سازهای انتقالی بر روی نت C طراحی و ساخته شوند. بخصوص در قرون 17 و 18 هنگامی که تکنولوژی های ساخت این سازها محدود و ساده بود اغلب آنها بر روی کلید های خاصی ساخته می شد و امروزه به منظور تکیه بر این سنت ها هنوز این سازها بر روی این کلیدها ساخته می شوند.

سایر موارد
لازم به ذکر است علاوه بر سازهای انتقالی که از لوله های صوتی تشکیل شده اند، سازهایی مانند کنترباس یا برخی از سازهای کوبه ای از خانواده زیلوفون مانند بل و ... نیز وجود دارند که نت اجرایی آنها یک یا دو اکتاو بالاتر یا پایین تر از خروج ساز نوشته می شود. همچنین نوعی از پیکولو هم و جود دارد که یک اکتاو بالاتر از آنچه نوشته می شود صدای خروجی دارد. این گروه از سازها نیز به نوعی انتقالی محسوب می شوند اما در این سازها مشکل اجرایی انتقال فاصله برای نوازنده وجود ندارد و دلیل اصلی نوشتن نت آنها با یک یا دو اکتاو فاصله، سهولت در خواندن موسیقی است.

گیتار معمولی نیز از جمله سازهایی است که نت آن یک اکتاو بالاتر از آنچه صدا می دهد نوشته می شود.

در قرن هفدهم میلادی نیز اولین بار برای تیمپانی نت نویسی صورت گرفت. در این زمان تیمپانی معمولآ بر روی فاصله اول و پنجم گام کوک می شد. بعدها بتهوون، برلیوز و ... بر گستره صوتی این ساز افزودند و کوکهای بیشتری از این ساز را به ارکسترهای خود آوردند. به همین علت گاهی این ساز را نیز در محدوه تقسیم بندی سازهای انتقالی در نظر می گیرند هر چند آنها هرگز به معنایی که سازهای شامل لوله صوتی انتقالی هستند، انتقالی محسوب نمی شوند.

کاوه رهنما - گفتگوی هارمونیک