دوبوسی - debussy

كلود آشیل دوبوسی متولد بیست و دوم اوت ۱۸۶۲ سن ژرمن یكی از تاثیر گذارترین آهنگسازان دوران مدرن است. شاید یكی از دلایلی كه می توان آثار او را مدرن قلمداد كرد، این باشد كه دوبوسی بسیار بیشتر از آهنگسازان هم عصر خود به الگوهای رایج گذشته حمله می برد و به شكلی بنیادین با آنها مخالفت می كرد.

 به طور مشخص دوبوسی به فرم سونات سمفونی و دلالت های فلسفی ادبی قرون پیشین با نگاهی سلبی و انتقادی می نگریست. او با موسیقی ژرمنی و تحولات ایده های پساواگنرین هایی چون گوستاو مالر میانه ای نداشت. دبوسی بسیار زود خود را در برابر موج عظیم آكادمیسم فرانسوی قرار داد. به رغم آشنایی اش با اصول خشك و متعصبانه كنسرواتوار پاریس در كلاس های آهنگسازی ارنست ژیرو شركت و در نهایت تصنیف «آوازهای كودك» ۱۸۸۴ باعث دریافت جایزه رم برای دوبوسی شد. این موفقیت سبب نشد تا او در برابر نظام مستحكم آكادمی فرانسه ایستادگی نكند.دوبوسی تحولات ادبی فرانسه را به خوبی درك و پیگیری می كرد.

آشنایی او با نگرش های استفان مالارمه و پل ورلن از سویی و نقاشان برجسته ای چون مانه، رنوار، سزان و مونه از سویی دیگر بر درك عمیق او تاثیر گذار بود. چه تلاش های دوبوسی را آگاهانه و بر اثر درك و موقعیت زمانی تحولات هنر بدانیم و چه نه، او حامل و پدیدآورنده نگاه جدیدی در موسیقی است. نگاهی كه به شكلی كاملا متفاوت به هنرهای تجسمی و ادبیات معطوف بود. با اینكه آثار دوبوسی به لحاظ فضا به شدت ریشه هایی فرانسوی دارند اما خصلت ذاتی موسیقی را نیز در خود محفوظ داشته اند: «جهانی بودن».

نوكتورن های سه گانه
پیش طرح و ایده ساخت نوكتورن های دوبوسی قبل از تصنیف پرلود مشهورش «بعدازظهر یك غول» شروع شده بود. حدودا بین سال های
۱۸۹۳ تا ۱۸۹۹. طرح ابتدایی این سه قطعه برای ویولن و اركستر تنظیم شده بود كه بعدها تغییر كرد.

دبوسی ایده های خود را درباره این نوكتورن ها در نامه ای به دوست خود Eugem- Ysaye توضیح داده است. در این قطعات به سختی می توان نقش ویولن تكنواز را تجسم كرده و آن را با خواسته های اولیه دوبوسی تطبیق داد. از این باب نمی توان حدس چندانی زد.او در نامه می نویسد: «عنوان نوكتورن در مفهومی كلی امری تفسیری است و در مفهوم جزیی اصطلاحی زینتی كه با شكل عادی و رایج نوكتورن هم خوانی ندارد. نوكتورن های من بیشتر تابع احساسات آنی و جلوه های ویژه نور هستند. من برای این احساسات تصاویری را ارائه می دهم: قطعه اول «ابرها» Nuages چشم اندازی ثابت و تغییر ناپذیر از آسمان و آرامش را شكل می دهد. حركات پرهیبت و سنگین ابرها را و محو شدن شان در تنالیته ای خاكستری كه با سفیدی نامحسوسی توام است.دومین قطعه «جشن ها» fetes فضایی مرتعش را همراه با تلالو ناگهانی نور در خیال مجسم می كند. اپیزودی به مانند حركت های دسته جمعی آدمیان با تصویری خیره كننده كه صحنه ای شادمان را ترسیم می كند و دوباره محو می شود.اما پس زمینه این جشن به شكل دقیقی باقی می ماند. سپس موسیقی و غبارهای نورانی جشن در ریتمی كیهانی شركت می كنند.سومین قطعه «پریان دریایی» Sirenes ترسیم گر دریا و ضرباهنگ غیرقابل شمارش آن و حضور همزمان امواجی نقره ای است كه درخشش خود را از مهتاب می گیرند. نوای رمزآلود و آوای اساطیری پریان دریایی شنیده می شود. می خندند و عبور می كنند.»۱

تصاویر، منابع یا آثار
درك و ایده های دوبوسی از زندگی آنچنان كه خود می گوید براساس حساسیت های لحظه ای بود. یادداشت ها و نامه هایش بیانگر روح بخشی دبوسی به اشیا و پدیده هاست. روحی كه بتوان صدایش را شنید.

او می نویسد: رم شهری است آكنده از دلتنگی ، جادویی و سرد. سردی ویرانگرش از تقابل سفیدی سطح شهر با آبی ابدی آسمان است. مردمان از آنچه نشان می دهند كمتر دوست داشتنی هستند...

صدای فرشتگان را برای خواب كردن مردمان می شنوم.طی بارانی زمستانی درختان به مانند بیوه هایی دل شكسته و پریشان حال اند... من در اینجا ذهن را آزاد می گذارم تا خورشید را بیاشامد.»۲

حالات روحی، رویاها، توهم و تصاویر ذهنی مواد اصلی آفرینش نزد دوبوسی هستند. تمامی این عناصر در موسیقی او به شكلی سامان یافته و با نوعی روند شاعرانه به ظهور می رسند. او آهنگ ساز پركاری نبود شاید دلیل این خصوصیت طولانی بودن روند ساخت قطعاتش باشد.

به شاگردش تاكید می كند كه «تاثیرات عینی را جمع آوری كن اما برای نوشتن آنها و خلق اثر عجله به خرج نده.» ۳ تامل و اندیشه عمیق او را قادر كرد تا در برابر روشنفكری های دروغین مقاومت كند. دبوسی در برابر تمامی مبالغات و گزافه گویی های مرسوم، لفاظی های پر آب و تاب اخلاقی و تمایلات بی ارزش و زودگذر اجتماعی كه شاكله هنر موسیقی را تغییر داده بود ایستادگی می كرد. در چنین شرایطی موسیقی دبوسی به خصوصیتی منحصر به فرد و شخصی رسید. شكلی از خلوص طبیعی موسیقایی كه مدت ها بود از موسیقی رخت بربسته بود. خود چنین می گوید: «پس از اندیشه شاعرانه،هیچ چیز برایم باقی نمانده به جز سحر و افسون موسیقی.»

پی نوشت ها:
۱- Debussy,C.By:Edward-Lockspeises Oxford.London 1951
۲ همان
۳ همان

 

منبع : شرق